پیدا





دلواپسی

درخواست حذف اطلاعات

ب تا حوالی 12 با دخترم کتاب ریاضی و تکالیفش مرور کردیم... طبق معمول هرساله تو این فصل سرفه های شبانه سراغش میاد و خواب اهل منزل بهم میریزه... خلاصه امروز هر سه با خستگی و خوابالودگی تمام بلند شدیم و منم امیدوار بودمدخترم زودی راهی مدرسه کنم بعد میتونم بخوابم ... از ساعت 7 اومدم تو تخت و فکر ازمون msrt ارامشم گرفته... بایستی هرچه سریعتر ازمون شرکت کنم و متاسفانه هنوز شناختی از منابع ندارم... نمیدونم حال و روز دیگران چطور هست اما این روزهای ما بسختی میگذره... به دلواپسیهای شدید مالی... گاهی وقتی سختیها از حد تحمل و گنجایش فکرم خارجه باخودم میگم خدا درست میکنه، از کجا؟نمیدونم اما امیدوارم درست میشه همه چی... برم دست و رویی بشورم و قدمی بردارم بلکم دلواپسیهام کمتر شه...